بیت :

طریقت شناسان ثابت قدم به خلوت نشستند ، روزی به هم

یکی زان میان غیبت آغاز کرد درذکر بیچاره ای باز کرد

کسی گفتش ای یار شوریده رنگ تو هرگز غزا کرده ای در فرنگ

بگفت از پس چار دیوار خویش همه عمر ننهاده ام پای خویش

چنین گفت درویش صادق نفس ندیدم چنین بخت برگشته کس

که کافر ز پیکارش ایمن نشست مسلمان ز جور زبانش ترست

نوع بیت : اخلاقی

مقصود بیت : سعدی در این ابیات اندرز می دهد که اولاً چون بنی آدم همه اعضای یک خانواده هستند ، غیبت از کسی همانند غیبت از مادر خویشتن است و اگر کسی نام مردم به زشتی برد از او انتظار خوبی نداشته باش زیرا که در پشت سر تو نیز همانی را می گوید که از دیگری نزد تو بیان می کند و سعدی دوماً عاقل را کسی می داند که دنبال کار خویش باشد .

در کار دیگران دخالت و فضولی نکند و این که غیبت باعث می شود انسان بدی ها و زشتی ها اعمال و رفتار خود را فراموش کند و نتواند که به اصطلاح اخلاق و رفتار خود بپردازد .

من از نام مردم ، به زشتی برم نگویم به جز غیبت مادرم

رفیقی که غایب شد ای نیکنام دوچیز است از او بر رفیقان حرام

یکی انکه مالش به باطل خورند دوم آنکه نامش به زشتی برند

هر انکو بدر نام مردم به عار تو چشم نکو گویی از وی مدار

کسی در جهان پیش من عاقل است که مشغول خود و از جهان غافل است

نوع ابیات : اخلاقی

مقصود بیت : سعدی در این ابیات از کسی غیبت می کند که سخن می گوید و می گوید چنین انسانی زود قضاوت می کند و نظر خودر اهر چه باشد راست یا دروغ بیان می کند و سعدی تاکید می کند که دل انسان جای هوش اســـت نه زبان

کس خوش تر از خویشتن دار نیست که با خوب و زشت کسش کار نیست

تو را دیده در سر نهادند و گوش دهان جای گفتار و دل جای هوش

مگر بازدانی نشیب از فراز نگویی که این کوته است آن دراز


نوع بیت : اخلاقی

مقصود بیت : سعدی در این جا نیز در مورد غیبت و مذمت و نکوهش آن سخن گفته و مردم را در تجسس و تفتیش در مردم دیگران و قضاوت پیشگی منع کرده است .

یکی از بزرگان را گفت : پارسایی را چگویی و در حق فلان عابد که دیگران در حق وی به طعنه سخن ها گفته اند بر ظاهرش عیب نمی بینم و در باطنش غیب نمی دانم .

هر که را جامه پارسا بینی پارسادان و نیک مردانگار

در ندانی که در نهانش چیست محتسب را درون خانه چه کار ؟

گلستان

3-14 بخشش و کرم

نوع بیت : اخلاقی

مقصود بیت : کرامت و جوانمردی از بدیهی ترین ویژگی های انسان جوانمرد و سخی است و یکی از ارزنده ترین صفاتی است که به یادگار می ماند و نام نیک بر جای می گذار د ، بی تردید فتّوت وجوانمردی محمود و مقبول نزد همه جوامعی است که پایبندی به اصول اخلاقی و فضائل پسندیده انسانی دارند ، فضیلت عانی اخلاقی ؛ یعنی این که خست بخل و امساک جای خود را به جود سخا و ایثار دهد .

اگر فرهنگ اجتماعی به سویی هدایت شود . که برادری گذشت سخاوت و جوانمردی رواج یابد بسیاری از معضلات و ناروایی و نارسائی ها کم رنگ و بی مقدار خواهد شد . و چنین است که سعدی به معلم و احیاگر این فضیلت های اخلاقی به تکرار به ان اشاره کرده است .

الا تا درخت کردم پروری گرامیدواری کز او برخوری

کرم کن که فردا که دیوان نهند منازل به مقدار احسان دهند

یکی را که سعی قدم بیشتر به درگاه حق منزلت بیشتر

کرم پای دارد ، نه دیهیم و تخت بده کز تو این ماند ای نیک بخت

کرم خوانده ام سیرت سروران غلط گفتم : اخلاق پیغمبران

جوانمرد اگر راست خواهی ولی است کرم ، پیشه شاه مردان علی است

بوستان باب اول ح 10 – 278 - 1

نوع بیت اخلاقی

مقصود بیت : اگر اسلام را به عنوان یک دین اخلافی که پیامبر بعثت خود را انجام و اکمال آن می داند ، دریابیم این نسبت روشی و سیره آگاهانه مبتنی بر شعور و ادراک را ظرفی ژرف و عمیق خواهیم یافت که همه ارزشهای مورد قبول ر در آن می بینیم هر انسان متمدن در عصر حاضر پیشرفت تکنولوژی و علم و صنعت را هر گز انکار نمی کند ، هر انسان متمدن در عصر حاضر پیشرفت تکنولوژی و علم و صنعت را هرگز انکار نمی کند . اما به یقین می داند که سعادت بشری تنها در سایه همین نکات ظریف و زیبای اخلاقی است که تامین می شو د و این نکته را سعدی در ابیات خود به زیبایی بیان می کند که در انسان حتی به دشمن نیز باید کرم کند در این صورت از او بدی نمی بیند .

چو دشمن کرم بیند و لطف وجود نباید دگر خبث ازو در وجود

3-15 همت :

نوع بيت: اخلاقی

مقصود بیت : برخی نکات مهم در زندگانی وجود دارند که اگر مورد توجه قرار گیرند خود مرز بین ترقّی و تعالی دنیوی واخروی خواهند شد ، همت و سعی یکی از موثرترین ویژگیهای انسانی ساعی و سعادتمند بوده است که در قران هم به این مهم اشاره صریحی شده است .

و ان لیس للانسان الا ماسعی[1] چه بسا استعدادهای سرشار و فراوان که از موهبت تلاش و همت برخوردار نبوده اند و نتیجتا ً به سرمنزل مقصود هم نرسیده اند و در مقابل انسانهای بلند همتی بوده اند که در سایه مبارزه با کاهلی و جهل و سستی به بلندترین و رفیع ترین مقامات علمی و معنوی و ارزشمند رسیده اند .

هرگز سهل انگاری و توفیق در کنار هم قرار نگرفته است مروری بر سرگذشت و سرانجام نخبگان فرزانگان نوابغ و فرهیختگان جوامع بشری حکایت از همین امر داشته و تائیدی بر این سخن است . حتی در مقابل ظلم و ستم نیز حربه کارساز همت است که می تواند آن را به زانو در آورد .

سعدی با بیانی شیوا و دلنشین توجه دیگران را به این موضوع معطوف نموده است :

به همت برآر از سیتهنده شور که بازوی همت ، به از دست زور

لب خشک مظلوم را گو بخند که دندان ظالم بخواهند کند

برایت بگویم یکی سرگذشت که سستی بود ، زین سخن در گذشت

خورو پوش وبخشای و راحت رسان نگه می چه داری ز بهر کسان ؟

برند از جهان با خود اصحاب رای فرومایه ماند ، به حسرت به جای

زرو نعمت اکنون بدکان تست که بعد از تو بیرون ز فرمان تست

به دنیا توانی که عقبی خری بفرجان من ونه حسرت بری

بخور تاتوانی به بازوی خویش که سعیت بود ، در ترازوی خویش

چو مردان ببر رنج و راحت رسان مخنث خورد دسترنج کسان

بگیر ای جوان ! دست درویش پیر نه خود را بیفکن که دستم بگیر

کسی نیک بیند به هر دوسرای که نیکی رساند به خلق خدای

3-16 قدردانی و حق شناسی :

خداوند در قرآن کریم می فرماید : « لئن شکرتم لازیدنکم »[2]

شکر و سپاس از خداوند یک فریضه ارزشمند دینی و یک وظیفه نیکوی اخلاقی است و به مصداق حدیث مشهور من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق بر هر انسان خردمندی لازم است ، در مقابل احسان و لطف و کرم شکر و سپاس به جای آورد .

نه خود خوانده ای در کتاب مجید که در شکر نعمت بود ، بر مزید

اگر شکر کردی برین ملک و مال به مالی و ملکی رسی بی زوال

چو بینی دعاگوی دولت هزار خداوند را شکر نعمت گزار

که چشم از تودارند مردم بسی نه تو چشم داری به دست کسی

بوستان باب 2 حکایت 1




[1] . سوره 53 النجم ایه 39

[2] . سوره 14 ( ابراهیم ) ایه 7